X
تبلیغات
زولا

"چه باشیم و نباشیم روزهای خوب خواهد بود"

یکشنبه 21 آذر 1395 ساعت 11:57

ا

Photo by :Pooneh.Shahi


من هیچ ؛

من نگاه ؛

من شوریده ای در این پگاه

می کشد مرا به جنون

لیک

مجنون نیستم

منم بی لیلاترین  ؛

شیدا نیستم

***

عاشقم

عاشق این صبح

عاشق قیل و قال پرنده ها

عاشق صداقت بچه ها 

عاشق روزهای خوبی که بوده

روزهای خوبی که هست

روزهای خوبی که خواهد بود

برای من

برای تو

برای ما


***


بوده روزهای خوبی

و خواهد بود 

با من و بی من

با تو و بی تو

با ما و بی ما 

***

چه من باشم و نباشم

چه تو باشی و نباشی

چه ما باشیم  و نباشیم

زندگی جریان دارد

مثل همین تیک تاک ساعت

مثل همین  چای داغ کنار شومینه

مثل همین مرد کارتن خوابی که

  خوابیده کنار خشکشوئی سر خیابان

مثل همین بوق ماشینهایی که تمامی ندارد  

دوست داشتن سخت نیست

کافی ست چشمهایت را ببندی

و بیادآوری و حس کنی و لبخند بزنی

به همین سادگی

به همین راحتی ...


21 آذر 95 

"پونه شاهی"

نظرات (6)
سه‌شنبه 23 آذر 1395 ساعت 11:12
درود
یکی طلب من ،معلوم میشه آخر غزل را نخوندی ودیگر اینکه باتوجه به نوع سروده وگفته ها باید میدونستید که کار کیه الآن اگه جناب فیضی باشه فورا میدونه مال کیه .
پاسخ:

سلام و درود
نه دقیقا آخر غزل مدیر عاملمون سر رسید و من تو فرصت جدید فقط جواب نوشتم
چوب خدا صدا نداره اصن کسی هم که بخوره دوا نداره الان خدا زد پس سرم شرمنده استاد الان جناب فیضی خسرو خان میاد اعدامم میکنه هفت بار در ملاء عام
سه‌شنبه 23 آذر 1395 ساعت 08:47
درود بر پونه ی گرامی
اولین بار در مجازستان با دوست شاعرم ،طناز، سلیمان استوار آشنا شدم سپس با خانم نرگسی، دراین بین کامنتی دیدم بنام رویای زیبای من (سرکار خانم رویا(الهه) ) ایشان بعداز مدتی با محبتی که دارند ،دیدند من وب راه اندازی نمیکنم ، زحمت کشیدند در وبلاگ خودشان وبلاگی به اشعار ارسالی من اختصاص دادند که دوستانم نیز از آن اطلاعی ندارند.بده بستونای وب قریحه وذوقم را فعال میکرد واز مندرجات دوستان الهام میگرفتم وبداهه گوئی دقیقا مثل همین غزل الان---آشنائی با شما عزیزان منو به ذوق میاره، واما از تمام دوستان خواهش میکنم هرجا نظری منتقدانه دارند اعلام نمایند .
دراین وادی
دراین وادی هنوزم آشنای خوب خواهد بود
وبینِ قلب ها عهد و وفای خوب خواهد بود
در این محنت سرا شادی ،هنوزم ردِ پا دارد
سکوت لحظه هامان را صدای خوب خواهد بود
مترس از وسعت دریابه عشق موج راهی شو
در این طوفان ودریا نا خدای خوب خواهد بود
به کنج این خراب آباد کز حیلت شده ویران
برای عاشقان آری، سرای خوب خواهد بود
در این شهری که خوبانش به رمزِکید می بالند
یقینا کنج عزلت دلربای خوب خواهد بود
امید وآرزو باشد ، گران دُرِّ حیات ما
به بازار مطلا هم ، طلای خوب خواهد بود
دعای سرد وبی ریشه اگر چه بی اثر گشته
ولی در خلوت احسان دعای خوب خواهد بود
در این سردرگمی هادر جوار عشق واندیشه
به یُمن مهربانی ، رهنمای خوب خواهد بود
منه غم را درونِ سینه اِی محزونیِ عاشق
چه باشیم یا نباشیم روزهای خوب خواهد بود

موفق باشید
پاسخ:
سلام و درود بر شما دوست عزیز و هنرمند و هنر دوستم
خوش اومدید به وبلاگ من
ولی هیچ رد پایی از خودتون نذاشتید
با این سروده ی بسیار زیباتون وبلاگمو معطر کردید
قدمتون گلباران
ممنونم از اشتراک احساس و شعرتون
درود بر شما باز هم منتظرتون خواهیم بود من و دوستان در وبلاگهامون
سه‌شنبه 23 آذر 1395 ساعت 08:37
درود بر پونه شاعر محبوب شهر آلو


خدایی شعرهات هم مثل آلو بخارای حومه شهرتون قدمگاه و خرو و...شیرین و ملسه

اما دم این بهزاد گرم عجب نظری داده

و دم شما گرمتر که تایید کردی .
جواب قشنگت نشان از درایت فرهنگ غنی و شجاعت و سعه صدر شماست باعث افتخاری

آفرین همشهری خوبم نامحرمی ولی مجازی می بوسمت

راستی شک ندارم که این عکس پسرته
پاسخ:
سلام و درود بر جناب وفادار
خدایی شهر من تو استان خراسان تکه نگین استانه هم آب و هوا هم طبیعت بکر و هم مردم خوبی که داره ...حداقلش کاری به کار من ندارند و این خوبه ...خیلی هم خوبه
بله واقعا آقا بهزاد دمشون گرم شجاع بودن و دلیر اینکه انتقاد کردند حس درونیشون نسبت به چیزایی که نوشتم رو گفتند و همین با عث شد بخشی از متن خودم رو حذف کنم که شاید بهتر بشه نمی دونم تاثیری داشت یا نه چقدر خوب بود باز هم نظر بدن
ممنونم من همیشه سعه صدر ندارم و خوش اخلاق و با فرهنگ نیستم گاهی از دستم در میره
ای بابا گشت ارشاد باید بذارم تو وبلاگم تا الان حسابی از خجالت مجازیاتتون در بیان
ضمنا این نوه ی خواهرمه ...
پسرهم نیست دختره
دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت 12:37
. درود . شاعر اول باید و باید بخودش متکی باشد .
. یکی می گوید خوب یکی . . بد . . یکی . متوسط . .
. شاعر میداند که شاعر است یا نه . موسیقی کلمات
. می شناسد یا نه . استادی را می شناسم که شعری
. را تحت اللفظی معنا کرده بود !!! . من هیچ نظری
. ندارم . فقط یک سئوال . 68 بند این شعر را تشکیل
. داده اند با یک نظر می توان تشخیص داد که چندین بند
. آن اضافی است . . . می بخشید . این سروده تقدیم
. شما . .. اگر بندی زیدی داشت برایم بنویسید .
.
نشگفته در باغ پرپر شدن غنچه ها
و درختان از همیشه عریان تر
در بیدادی از خاکستر ستم
پوشیده شد چمنزارها
با من بگو
از هر کجا که می شنوی صدای گریه گل ها
زخم خورده از باد
باد بیدادگر . . ظالم
باغ را تهی از سرشار.. . . . اخوان .
با زخم تبرها
بار عظیم اندوه می کند بر دوش
با من بگو
کجاست . . . لطافت باران. .
.......
پاسخ:
درود بر شما مرسی که دلداریم دادی
خوب راست میگه دیگه معنی نداره که هر چی دلم خواست بنویسم
ولی می نویسم این صفحه امپراطوری منه ؛قلمرو منه دلیل نمیشه
که بد نوشتم دیگه ننویسم ...بد شد پاکش میکنم ...می دونی کاش بعضی خطاهای زندگیمونم می شد پاک کنیم مث همین نوشته هامون بعضی تصویرای ذهنمون رو کاش می شد پاک کنیم مثل همین تصویرای .بلاگمون ولی نمیشه کاش همه ی خطاها تو همین وبلاگامون بود و بس قابل پاک کردن ...
شعر بسیار زیبایی سرودید
ممنونم از توجه و لطف و مرحمتتون ...
یکشنبه 21 آذر 1395 ساعت 21:58
سلام بر پونه عزیز
شعر سپیدی بود. به معنای واقعی سفید.
سفید مثل برف ولی گرم
مثل همان چای کنار شومینه
بله تو راست میگی
به همین سادگیست
چشمها را باید بست.
خنده را باید دید.
خنده را باید مزمزه کرد.
بعد از این مزمزه چشمان تو تر می گردد...
این همان دغدغه سهراب است
چشمها را باید شست...
پاسخ:
سلام آقا میثم یعنی بنظرتون خوب بود ؟
دو نَفَر خلاف این بوده نظرشون یکی نخواست تأیید کنم نظرشو بقیه نبینند ولی یکی دیگه نمیشناسم کیه ولی تأیید میکنم هر چند خجالت میکشم از نظرش
ممنون از حوصله و وقتی که گذاشتی
درود بر تو
یکشنبه 21 آذر 1395 ساعت 19:33
آبرو هر چی شاعر بردی. بلد نیستی شعر نگو.
پاسخ:
سلام خوش اومدی به وبلاگم
حالا شما خودشو ناراحت نکن
درسته که بلد نیستم
ولی اونقد میگم و میگم تا اشتباهام مشخصه شه و بلد شم
مرسی که وقت گذاشتی و خوندی و نظر دادی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد