X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان


این تصویر غوغای زیادی به پا کرده یکی از دوستان در گروه ادبی گفته : بیاین این هفته در گروه دربارش بنویسیم ... بشیم یه نفری که شبا تو گور می خوابه ... ولی مگه میشه !!!!  :( 


مرگ اتفاق قشنگی ست وقتی در دنیا جایی برای نفس کشیدن نیست .


قرار است من خودم را بردارم و بیاورم جای تو بگذارم  . ولی مگر می شود ؟؟؟ من حتی جرات رفتن در گور و برای یک لحظه دراز کشیدن با همین پیراهن تمیز و گرم با همین قلب رئوف ونرم  با همین سقفی که بر روی سرم هست در کنار  همین بخاری گرم و سه وعده غذایی که هست را ندارم ...مگر می شود ؟؟؟ مگر می شود در بهترین حالت موجود من از تو بنویسم ؟ جای تو در گور بخوابم و از زندگی در گور بنویسم .. مثل تو در گور زندگی کنم و  وقتی  مرده ای گورم را اشغال کرد گور به گور شوم و بروم سراغ گور بعدی ... من نمی توانم از تو بنویسم چون  با کفشهای تو راه نرفته ام ، چون شب ام را در گور  بسر نبرده ام چون  دغدغه ی نان و سقف را نداشته ام من از مرگ فراری ام حتی در ذهنم و از تن دادن به مرگ گریزانم وقتی که تو  به مرگ  خندیده ای و به مرگ ساده تن داده ای من چگونه می توانم  از تو بنویسم  . کاش می مردیم و زنده می شدیم و اینبار هیچ اثری  از فقر و بدبختی  از اینهمه فاصله های طبقاتی از اینهمه بی انصافی  از این همه حصر ومرگ زندانی  نمی دیدیم  آرمان  زنده به گور  قصه ی آرمان هایی ست که نمی بینیم شان ، یا نمی خواهیم ببینیم شان .

بیا کمی منصف باشیم ما که تجربه ی زنده به گوری و گور به گوری را نداشته ایم ، داشته ایم ؟؟؟

از خودمان شروع کنیم ، حداقل هایی که می توانیم برای شادی راحتی حتی یک روز یا یک ساعت فردی  از دستمان بر می آید قدمی برداریم ، پس  بیا و  بخواه که این قدم را برداریم . کودکان کار ، زنان کار ، مردانی که بر سر چهار راه ها می ایستند برای فروش دستمال کاغذی که اغلب غر می زنیم و رد می شویم ... یا مردانی که با یک چرخ دستی یا حتی با دست خالی و کیسه گونی مشغول جمع کردن کارتن هستند یا مردان و زنانی که بساط پهن میکنند گاهی حتی در بساطشان جز چند لیف و کیسه و سنگ پا چیزی نیست ، جز آه و مردمی پر از نگاه ... ما می توانیم اندکی کمکشان کنیم خرید یک دستمال کاغذی چیزی از زندگی من و تو شاید کم نکند ولی برای او  همین مبلغ وعده ای نان و پنیر آنهم برای یک نفر شاید بشود ... برای مردی که لباس کم دارد و کارتن جمع میکند شاید نتوانیم کاری انجام دهیم ولی با دادن یک لباس گرم و مبلغی هر چند اندک می توانیم روزنه ی امیدی یا یک دلگرمی کوچکی باشیم ،  که صد البته همین کارهای کوچک باید با عزت و احترام به آنان باشد و بس ...

مردان و زنان و کودکانی هستند که خودشان مقصر اینهمه بدبختی نیستند مگر تو خلیفه الله نیستی ؟ مگر تو جانشین خدا بر روی زمین نیستی ؟ پس در خور این مقام مهر بورز کمک کن حتی اگر معتاد باشد حتی اگر مرد باشد یا زن باشد جوان باشد .

تونشان بده که خلیفه خدا بر روی زمینی بگذار هیچ دوربینی کمک تو را ثبت نکند بگذار هیچ روزنامه ای یاری ترا تیتر نکند  بگذار برای  انجام کار خیر در هیچ تالاری  برای ترغیب خودت  به نیکو کاری پایکوبی نکرده و نرقصیده باشی  بگذار ساده و ساده این مهر ورزی برگزار شود اندکی مرهم برای آرمان هایمان باشیم فقط بخاطر آرمان های  انسانی خودمان    ...


یا حق

1395/10/08

پونه شاهی

+ این روزها مد شده برای انجام کار خیر یه تالار اجاره میکنند کلی بخودشون می رسند کلی می رقصند و بعد از غذاهایی که تهیه شده خرید میکنند تا پولش  صرف امور خیریه بشه تصورش رو بکنید ... برای من خنده داره ولی خیلیا از این کار لذت می برند ...خوب پولی که صرف آرایشگاهت میکنی پولی که صرف ورودیه می کنی پولی که صرف خرید مواد غذایی میکنی همه رو یه جا جمع کن بده به یه بنده خدا مگه باید همه ببینند تو داری کار خیر می کنی ؟؟؟

 

 



تاریخ : چهارشنبه 8 دی 1395 | 10:40 | نویسنده : pooneh | نظرات (7)


  • paper | خرید تبلیغ متنی | sales رپورتاژ
  • بک لینک قوی | خرید آگهی رپورتاژ