" شاه پری قصه ها"

پنج‌شنبه 17 فروردین 1396 ساعت 09:20


مثل یک خواب

پر از کابوسم 

مثل یک مرده که از یاد رود  

یا به مانند شکسته قابی  

 کج و معوج که ندارد جایی 

آه دیگر اکنون 

چه کسی هست 

کمی شانه شود 

سر هر هق هق من ؟

چه کسی هست 

   کنارم باشدسر هر غصه ی من ؟

نه کسی نیست بجز مادر من 

همه جا همره من 

همه جا یاور من 

نه کسی نیست بجز مادرمن  ... 

 

...


17 فروردین 96

پونه شاهی 

نظرات (9)
شنبه 9 اردیبهشت 1396 ساعت 08:00
سلام . بسیار زیبا و سپاس از آثارتان

لشکر تنهایی ، پرچم تسلیمِ شهر قلبم را دید
روحم از ترس اسارت لرزید
مردمان چشمم ، همه طوفان زده و بارانی
حالشان بحرانی

فتح شد شهر دلم با تپش ثانیه ها
اهل این شهر همه مضطرب و دل مرده
شب شان ظلمانی

پادشاه فکرم ، مرد در تنگی زندان سکوت
کشته شد خبره وزیر عقلم
در کویر غربت در دیار برهوت
طفلک شعر حزینم بیمار
مادرش شب بیدار
خبری نیست دگر از نفس لالایی
عاشقی ... شیدایی !

حال این قلب فراموش شده
در تب یاد کسی می سوزد
یاد آنکس که مرا برد زیاد
چشم بر حلقه در می دوزد
مثل یک مرده خوابیده به قبر
مثل یک شعر فراموش شده ...
منتظر می ماند... منتظر می مانم .

آرشید
اسفند 1389
پاسخ:
سلام و درود بر شما
خوش اومدید به وبلاگم
سپاس از سروده ی زیباتون
دلتون شاد و تنتون سالم و قلبتون پر امید
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 21:06
سلام
از نامردی و نامرادی آدم های دو رو و خودبین دلم گرفته ولی زمان بهترین قاضیه تا به آدم کمک کنه که بدون هیچ تلاشی چهره ی دروغین آدمها رو برات آشکار کنه،آدمای به ظاهر اتو کشیده
پاسخ:
سلام و درود بر نفیسه ی عزیز

دلت آرام رفیق

همه جا وقتی خدا هست

دلت آرام رفیق ...
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 20:37
فرقی نمی کند چطور بودنش,


دور یا نزدیک بودنش, پیر و جوان بودنش, خندان و اخمو بودنش ..


همین که هست


دلگرمی من را کافیست ....


صدای گامهای پدر به من آرامش میدهد


حتی زمانی که با صدای عصایش همخوانی میکنند


دوستت دارم ای مهربان، پر صلابت، پــــــــــــدر


سلام
میلاد امام علی(ع)و روز مرد وپدر بر شما وخانواده محترم گرامی باد
پاسخ:
سلام و درود ملاحت جان عید شما هم مبارک و سایه پدرتان مستدام باشه و خداوند منان حافظ و نگهدارش باشه آمین
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 12:08
و درودی دیگر

ممونوم پونه ی عزیز بابت حسن ظنی که دارید ،من گاهی نظرمو میدم وتقریبا فضولی میکنم ، این حسن ظن وصداقت دوستان است که رعایت حالمو می کنند.
آری اون شب همه سراسیمه بودند ولی من در طبقه ی سوم، خانه ی مادر بودم و بهم دل میدادیم وشکر خدا می کردیم ، واقعا بعدِ پس زلزله ی نیمه شب ، مردم بد جوری هراسان شده بودند .

ولی من با خدا آنشب ، بسی در گفتگو بودم
خدا با من بُد و من با خداوند روبرو بودم
ومیدیدم خدا را در هراسِ چشمِ ِمرد و زن
ودر بُهتِ غمین کودکان در جستجو بودم
همه ناباوران در باوری از خویش بیگانه
فراری از خود و اموال و از گنجایشِ خانه
بسان شمع سوزان و رها از قید بازیها
بگِردِ شمع خود حیران و چابکتر زپروانه
قیامت یا که محشر جلوه اش تصویر آئینه
همه در یک وثوق خاص عاری از بد وکینه
بساطِ مهربانی ها تجلی گاهِ همدردی
صفا بود وصفا بود وصفا در قلب وهر سینه
نمیدانم کسی از این تکان، آیا تکانی خورد
واز این سفره ی لرزان ،آیا تکه نانی خورد
و یا بُهتِ زمین لرزه قناعت رابه کس آموخت
ویا زین جاری عبرت کسی آب روانی خورد
کجائید ای سبک بالان ای مردان خوش آئین
که بنشانید به دلها شاخه ی ارامش وتسکین
نمودِ عشق پیدا کن به عمقِ لحظه محزونی
وآری زندگی یعنی: صدای بوق یک ماشین

خوب این بداهه ی 20 فروردین را نیز که شما باعث وبانی شدید تقدیم میکنم
موفق وسربلند باشید
پاسخ:
سلام و درود بر شما

شما سرشارید , سرشار از شعر و غزل آنهم از نوع ناب و خوب

مرسی که ایرادهای کارم رو میگیرید

مادران امن ترین و آرامترین آغوشها را دارند . زنده باشند و سایه شون بر سرتون و سایه ی شما بر سرشون مستدام
شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 13:10
مثل یک مرده که از یاد روَد

یا به مانند شکسته قابی

کج و معوج که ندارد جایی
آه دیگر ، اکنون
چه کسی هست....

سلام پونه عزیز
سال نو خوش میگذره ؟

زلزله ی ما را شنیدی یا نه؟
خوب الحمدلله ، رضائیم به رضایش..

شعر قشنگیست چون دارای وزن است اگر ابیات بالا بدین شکل ادا شود گمانم بهتر باشد .
ولی نظر خودتان شرط معقول است .

بهاری باشید
پاسخ:
سلام و درود بر استاد محزونی نامقی
ببینید با نظر شما چقدر زیباتر شد یه سروده ی معمولی
و همچنین نظر یک دوست دیگر هم دخیل هست در ابیات
"همه جا همره من

همه جا یاور من "

ممنونم و شکر گزار که دوستان خوبی چون شما در فضای مجازی دارم که به کارهای من در فضای واقعی رنگ و جلا می بخشند ...
و اما بعد ...
زلزله رو شنیدم تا اینجا هم اومد ما شرکت بودیم دیدم همکارا می دوند بیرون گفتم چه خبره گفتن بدو زلزله ست منم رفتم بیرون
بعد شنیدم طرفای سرخس و مشهد شدیدتر بوده نگران شدم دروغ چرا اول از همه خواهرم و بچه هاش و عروساش و نوه هاش همه مشهد هستند زنگ زدم مطمین شدم و فهمیدم خسارت و تلفاتی مشهد نداشته خیالم راحت شد
یاد شما هم افتادم و همه ی دوستانی که مشهد هستند فقط نگران بودم که چه حال بدی دارید همه آخه شبشم خواهرم و بچه هاش تا ساعت 1 نصفه شب خیابون مونده بودند چند سال پیش نیشابور چنین وضعیتی بود و خانواده و همه ی مردم شهر کلی گرفتار بودند اونموقع باز من مشهد بودم رفته بودم با خواهرم و شوهرش کار اداری داشتند اومده بودم برای کاری اومده بودم و قرار بود فرداش برگردم وقتی برگشتم خونواده هم شب بدی رو گذرونده بودند ...
ببخشید من تمام عید رو درگیر بودم خونه مون شلوغ بود و حسابی کار داشتیم 14 اومدیم سرکار اینجا هم حسابی شلوغه و گه گاهی گریزی میزنم و میام .
امیدوارم روزها و سالهای خوبی رو پیشرو داشته باشید .
شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 10:30
سلام پونه جان،سال نو مبارک
برات سال خوبی آرزو دارم
پاسخ:
سلام نفیسه جان سال نو تو هم مبارک عزیزم
من هم برای تو سال خوبی رو آرزو میکنم

ممنونم که اومدی و صفا بخش وبلاگم شدی
جمعه 18 فروردین 1396 ساعت 22:18
سلام وعرض ادب
سال نو مبارک پونه جان
سالی پر از خوشی وموفقیت و جیبی پر پول برایتان ارزومندم
پاسخ:
سلام رویا جان سال نو شما هم مبارک امیدوارم سال خوبی باشه برای شما
جمعه 18 فروردین 1396 ساعت 17:25
سلام ........ نه کسی نیست بجزمادرمن . اشک مرا هم
درآورید ممنون خیلی عالی
پاسخ:
سلام و درود بر شما
ممنونم لطف دارید
پنج‌شنبه 17 فروردین 1396 ساعت 12:43
بهار اول فروردین شروع نمی شود.
بهار از اولین برگ ها، از اولین شکوفه ها شروع نمی شود.
بهار وقت خریدن تقویم سال جدید و جنبیدن مورچه ها و پرندگان و ...

هم شروع نمی شود.

بهار ، یک جایی توی سر آدم است.
دقیقا وقتی شروع می شود که آدم دنبال نقطه ای برای تغییر می گردد.
لحظه ای که فکر می کند از اول یک وقتی درس می خوانم، ورزش را شروع می کنم،

دنبال کار دیگری می روم، عاشق می شوم!

به خاطر همین، بعضی ها در سال چند بهار دارند،
بعضی ها هر چند سال یک بهار دارند،
و بعضی ها اصلا هیچ وقت بهار را نمی بینند؛ آنقدر که به خودشان و کارهایشان

مطمئن اند.

بهار همین لحظه است.
همین لحظه که آدم می فهمد زندگی اش چیزی کم دارد.
چیزی را باید جا به جا کند.
چیزی را باید جلوی دست بگذارد.

این بهار که می آید...
برای همه، یک پیغام بیشتر ندارد:
بروید و برگ ها و مورچه ها و ... را ببینید، هیچ کدام چیزی که قبلا دیده بودید نیستند.


سلام.بهارتان نیکو[گل]
پاسخ:
سلام و درود بر ملاحت عزیزم

عجب متن زیبا و عمیقی خیلی لذت بردم

خیلی بفکر برد منو و واقعا حس خوبی از این متن بهم دست داد

ممنونم که این متن زیبا رو برای من و دوتانم به اشتراک در کامنت گذاشتی

واقعا معنی بهار همینه ...بهار تو دل و فکر آدمهاست ...
هر لحظه ت بهاری هر روزت بهاری

دوست بهاری من ملاحت عزیزم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد