• photo by:pooneh.shahi

  • فلسفه ی ورم گلوی قورباغه
  •  ---------------
  •  داوود کنار برکه نشسته بود .
    .به قورباغه ای که روی برگی شناور بود و هر از گاهی با زبان درازش پشه ای را به کأم مرگ می کشاند ، سنگی پراند .
    سنگ به گوشه ی برگ خورد و قورباغه جست زد و داخل آب پرید 
    نشانه گیری داوود خوب بود، برای همین وقتی تعمدا سنگش به سینه ی قورباغه نخورد و فراری اش داد ، این از چشم کریم دور نماند. 
    سنگ دوم را روی آب سر داد بعد از چند بار موج برداشتن روی سطح آب سنگ از ادامه ی راه دست شست و خود را غرق کرد .
    داوود در حالی که هنوز به آب زل زده بود پرسید:
    قورباغه ها هم سرطان سینه می گیرند.
    کریم با تعجب نگاهی به داوود انداخت وقتی که جدیت را در نگاه داوود دیدگفت:
    نه قورباغه ها فقط سرطان گلو می گیرند مگه ندیدی بیشتریاشون گلو شون ورم داره .
    _فکر می کنی دلیلش چیه؟
    _بس که غر غر می کنند.
    _اینو چه جوری فهمیدی 
    _بابام یه بار به مامانم وسط دعوا گفت :
    حالا اونقد غر بزن تا سرطان بگیری 
    داوود سنگ دیگری برداشت و سینه ی قورباغه را نشانه رفت . 
    سنگ به سینه ی قورباغه خورد و سنگ و قورباغه هر دو سینه بر سینه ی هم به قعر آب فرو رفتند .
    ٢٦بهمن ٩٦





تاریخ : شنبه 28 بهمن 1396 | 13:01 | نویسنده : pooneh | نظرات (4)


  • paper | خرید تبلیغ متنی | sales رپورتاژ
  • بک لینک قوی | خرید آگهی رپورتاژ