X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

Photo by @pooneh.shahi 

ماشین سوت کشان از خیابان عبور کرد .درخت اشک ریخت و باران خاکستر، سایه هایمان را پنهان کرد .
به‌ تو‌ نگفته بودم که همیشه مشکلاتم را ته کلاه لبه دارم پنهان می کنم و درست لحظه ای که تو غمگینی با خواندن یک ورد قد علم کرده 
و در هیبت خرگوشی شاد بیرون می پرند تا تو بخندی ، که می خندی هم .
طوری که حتی سایه هایمان زیر باران خاکستر می خندند و به هم گره می خورند.

نظرات (2)
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 ساعت 10:30
روز بزرگداشت عطار .....ما جزو ادمهایی هستیم که به بزرگان کشورمان میبالیم و متاسفانه چیز زیادی از ا نها نمیدانیم ......عطار نیشابوری ....خیام ...مولانا ‌‌‌‌‌.....و امثالهم جقدر ازشون میدانیم جز چند نام ؟؟؟؟


سلام روزتون بخیر
پاسخ:
سلام و درود بانو
عطار هفت شهر عشق را گشت و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم .
ما ذره ایم در مقابل جهان هستی

مرسی از حضورتون
زنده و پاینده باشید
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 12:10
درود بر شما
روز بزرگداشت عطار نیشابور بودم وبا خانواده گشتی در شهرتون زدیم اما چون شماره تونو نداشتم نتونستم تماس بگیرم وگرنه با خانمم مزاحمتون می شدیم.

راستی چرا جواب کامنت مرددیوانه را ندادید
چون دیدم ماقبلشو جواب دادید ولی ...

موفق باشید
پاسخ:
سلام و درود بر شما جناب محزونی
به شهرمون خوش اومدید
حیف شد از کم سعادتی من بود ه
امیدوارم روز خوبی بوده باشه براتون
چرا هر چی برای من رسیده جواب دادم
مرسی از حضورتون
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد