ماشین سوت کشان از خیابان عبور کرد .درخت اشک ریخت و باران خاکستر، سایه هایمان را پنهان کرد .
به تو نگفته بودم که همیشه مشکلاتم را ته کلاه لبه دارم پنهان می کنم و درست لحظه ای که تو غمگینی با خواندن یک ورد قد علم کرده
و در هیبت خرگوشی شاد بیرون می پرند تا تو بخندی ، که می خندی هم .
طوری که حتی سایه هایمان زیر باران خاکستر می خندند و به هم گره می خورند.
روز بزرگداشت عطار .....ما جزو ادمهایی هستیم که به بزرگان کشورمان میبالیم و متاسفانه چیز زیادی از ا نها نمیدانیم ......عطار نیشابوری ....خیام ...مولانا .....و امثالهم جقدر ازشون میدانیم جز چند نام ؟؟؟؟
سلام روزتون بخیر
سلام و درود بانو

عطار هفت شهر عشق را گشت و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم .
ما ذره ایم در مقابل جهان هستی
مرسی از حضورتون
زنده و پاینده باشید
درود بر شما
روز بزرگداشت عطار نیشابور بودم وبا خانواده گشتی در شهرتون زدیم اما چون شماره تونو نداشتم نتونستم تماس بگیرم وگرنه با خانمم مزاحمتون می شدیم.
راستی چرا جواب کامنت مرددیوانه را ندادید
چون دیدم ماقبلشو جواب دادید ولی ...
موفق باشید
سلام و درود بر شما جناب محزونی


به شهرمون خوش اومدید
حیف شد از کم سعادتی من بود ه
امیدوارم روز خوبی بوده باشه براتون
چرا هر چی برای من رسیده جواب دادم
مرسی از حضورتون